شکرت
سلام خوشگل من عصرت بخیر دلم برات یه ذره شده کاش میتونستم تورو بغلم بگیرم درسته تو الان تو وجودمی و حتی کوچکترین حرکتت رو حس میکنم اما دل تنگیمو کم نمیکنه در این مورد با پدرت هم دردم هر موقع تکون میخوری به پدرت میگم اونم اهی میکشه میگه خوش به حالت که حداقل احساسش میکنی میبینی پدرت تا این حد دوست داره زمان برای جفتمون خیلی کند میگذره حالا الان که خوبه من شنیدم ماه اخر از اینم سخت تره یعنی اصلا نمیگذره هر روز میشینم تو خیالم روزهای زندگیم رو 3 نفره فرض میکنم من پدرت تو اما انگاری نمیشه باید خودت بیای از خیالت خسته شدم حتی تو بی حوصله ترین زمان ممکن که حال خودم رو هم ندارم یا وقتی تو اوج خواب الودگیم فقط کافیه به تو ف...
نویسنده :
pani
16:25



